خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





پایان نامه!

    یک روز آفتابی  خرگوشی خارج از لانه خود به جدیت هرچه تمام در حال تایپ بود.در همین حین،یک روباه اورا دید...

    روباه:خرگوش داری چیکار می کنی؟

    خرگوش:دارم پایان نامه می نویسم...

    روباه:جالبه،حالا موضوع پایان نامه ات چی هست؟

    خرگوش:من در مورد اینکه یک خرگوش چطور می تونه یک روباه رو بخوره،دارم مطلب می نویسم.

    روباه:احمقانه است،هر کس می دونه که خرگوش ها،روباه نمی خورند.

    خرگوش:مطمئن باش که می توانند،من می تونم این رو بهت ثابت کنم،دنبال من بیا...

    خرگوش وروباه با هم داخل لانه خرگوش شدند وبعد از مدتی خرگوش به تنهایی از لانه خارج شد وبه شدت به نوشتن خود ادامه داد.

    در همین حال،گرگی از انجا رد می شد.

    گرگ:خرگوش این چیه داری مینویسی؟

    خرگوش:من دارم روی پایان نامه ام که یک خرگوش چطور می تونه یک گرگ رو بخوره،کار میکنم.

    گرگ:تو که تصمیم نداری این مزخرفات رو چاپ کنی؟

    خرگوش:مساله ای نیست،می خواهی بهت ثابت کنم؟

    بعد گرگ وخرگوش وارد لانه خرگوش شدند.

    خرگوش پس از مدتی به تنهایی برگشت وبه کار خود ادمه داد.

    در لانه خرگوش،در یک گوشه موهای واستخوان های روباه ودر گوشه ای دیگر موها واستخوان های گرگ ریخته بود.

    در گوشه دیگر لانه،شیر قوی هیکلی در حال تمیز کردن دهان خود بود.

    نتیجه:

    هیچ مهم نیست که موضوع پایان نامه شما چه باشد

    هیچ مهم نیست که شما اطلاعات بدرد بخوری در مورد پایان نامه تان داشته باشید

    آن چیزی که مهم است این است که استاد راهنمای شما کیست؟

     


    این مطلب تا کنون 8 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : خرگوش ,روباه ,نامه ,لانه ,گوشه ,پایان نامه ,خرگوش شدند ,لانه خرگوش ,موضوع پایان ,نویسم روباه ,
    پایان نامه!

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده